خرید بک لینک
ثبت گونه های مهم پستانداران ایرانRecords of important mammal species of Iranثبت سنجابک درختی در پاسارگاد در مرداد 1399Record of Forest Dormouse in Pasargad in July 2020خلاصه اطلاعات این ثبت:نوع اهمیت گونه: پراکنش جدیدگونه: سنجابک درختی Dryomys nitedulaتعداد این پستاندار: یک فردمحل مشاهده: کوه' href='/last-search/?q=کوه'>کوه سیاه، پاسارگاداستان: فارسدوره مشاهدات: 3 مرداد 1399مشاهده کنندگان: آقایان محمدامین کریمی و حجت هاشمیتوضیحات: گونه جدید برای این ناحیهType of important species: DistributionSpecies: Forest Dormouse Dryomys nitedulaNo. of individuals: one individualPlace of observation: Kuh-Siah, PasargadProvince: EsfahanPeriod of observations: 24 July 2020Observers: MohammadAmin Karimi & Hojat HashemiRemarks: New species for this area ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: فاطمه قاسمی‌پور تاريخ: دوشنبه 25 بهمن 1400 ساعت: 0:47

مطافق گاهشماری و حساب و کتاب زمان سنجی مردم قدیم انگوون، دیشو که برابر بیده با چل و پنج تُوُسّون، "ستاره خنیک" زده و خوش خوش اَ گرموی تُوُسّون کم میشه و هَوُو خنیک تر میشه. بچه که بیدیم خیلی اَ بزرگترامون میشنفتیم که میگفتن :"ستاره خنیک زِ " ستاره پر نوری که اسم های دیه ای هم داره: شباهنگ، کاروان کش و شعرای یمانی.

برچسب: نویسنده: فاطمه قاسمی‌پور تاريخ: دوشنبه 25 بهمن 1400 ساعت: 0:47

تو ای روزای گرم تُوُسّون  که آدم هَلّا هلَاش در میاد؛ بد نیست نگاهی به گذشته انگوون بکنیم و ببینیم در غیاب فریزر و یخچال، نیاکان مون چطور یخ و آب تگری شون رو تامین میکردن. با بارش اولین برف زِمِسّونی، یخ فروش های انگوون دست به کار میشدن و خودشونو به قله ی برفدون می رسوندن. چاهک هایی تو زمین میکندن و گاهی هم حفره های طبیعی کوه رو ا برف گوف میکردن و لایه لایه می کوفتن تا خوب فشرده بشه. بعد رو چاهک ها را با اشبار و خار و خشال و بُتّه می پوشوندند. این چاهک های پر از برف فشرده، سرتاسر زمسّون می موند و برف ری برف میمُ و زیر کوهی ا برف پَنهون می شد.  فصل گرمو که میشد یخ فروش ها، نصف شو که هوا خنیک تر بی،  یه تیکه ی نمد ور می داشتن و تا اذون سحر خودیشونو میرسوندن برف دون  و خود ارّه قالب های یخو تو چاهک ها می بریدند و تو نمد می پیچیدند و چپری و تا افتو ری زمین پهن نشده ی خودیشونو میرسونن تو قلعه.ای یکی اَ شیوه های بهره مندی ملت انگوون ا اُو خنیک  بی.یه روش دیه ش ایجوری بیده که خمره و کوزه های اُو  تو الیافی خیس می پیچیدند و تو دالون یا سُوُط  نگهداری می کردن و باد خنیک پسین و شو و نصف شو اَ یه طرف و کوواره ی بیدن ظروف نگهداری اُو ا طرف دیه، باعث میشد اُو خنیک بومونه.یه فرقه ی دیه که ملت انگوون میزدن تا اُو خنیک شون تامین کنن؛ نگهداری اُو تو مشک و مشکوله  و دولک  بیده. مشکِ پرِ اُو یه گوشه ی نِسَّه   اوشه  ری ریگ های خیس میذاشتن تا جریان هوا در ریگ های خیس، اُو خنیک نگه داره. مشکوله و دولک رو هم زیر سایه های خنیک دِلَنگُوز می کردن تُ اُو خنیک بومونه ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: فاطمه قاسمی‌پور تاريخ: دوشنبه 25 بهمن 1400 ساعت: 0:47

باد گل شِکاف زندگی مردمان قدیم ارتباطي تنگاتنگ با طبیعت داشت و همه پدیده های طبیعی اسمی داشتند. دره به دره و قله ها و درخت به درخت و قنات به قنات و علف به علفی که ته دره ای یا زیر سنگی و تو کمرکش کوهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: فاطمه قاسمی‌پور تاريخ: دوشنبه 1 ارديبهشت 1399 ساعت: 19:04

پرنده " دال" پرنده ای آشنا برای انگوونی ها تا چند دهه پیش بود و نامش را از بلندای قله هایی با نام " دال نشین" در منطقه خودمان تا افسانه هایی که قدیمی ترها از ربودن کودکان توسط این پرنده می گفتند می شدادامه مطلب

برچسب: نویسنده: فاطمه قاسمی‌پور تاريخ: دوشنبه 1 ارديبهشت 1399 ساعت: 19:04

همان طور که میدانیم میراث فرهنگی به دو بخش ملموس و غیرملموس تقسیم میشود. بخش ملموس آن بنا ها و دیوارهای چینه ای و حموم در قلعه و تیت در قلعه ای و ... است و بخش نا ملموسش شامل آداب و رسومی مثل کسنکلو ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: فاطمه قاسمی‌پور تاريخ: دوشنبه 1 ارديبهشت 1399 ساعت: 19:04

اسفند هم از راه رسید. اسفندهای بچگی مون همیشه همراه بود با شور و شادی. اسفند بوی نون قندی بود و شکوفه های بادوم. وز وز زنبورها و بوی علف های کنار جوق و هکل گندمی. گلبرگ های بادومی که باد اسفندی اوناادامه مطلب

برچسب: نویسنده: فاطمه قاسمی‌پور تاريخ: سه شنبه 20 اسفند 1398 ساعت: 10:16

باد گل شِکاف زندگی مردمان قدیم ارتباطي تنگاتنگ با طبیعت داشت و همه پدیده های طبیعی اسمی داشتند. دره به دره و قله ها و درخت به درخت و قنات به قنات و علف به علفی که ته دره ای یا زیر سنگی و تو کمرکش کوهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: فاطمه قاسمی‌پور تاريخ: سه شنبه 20 اسفند 1398 ساعت: 10:16

کم کم هوا سرد تر میشد و بعدظهرها اَفتُو رنگ پریده تر و رمقش کمتر از گذشته میشد. رعیت ها مشغول خیش و گاو آهن زدن زمین و کشت گندم و جو و خاک اُو دادن میشدن. باغدارهای علی آباد تو باغ ها و پای کرشک ها مادامه مطلب

برچسب: نویسنده: فاطمه قاسمی‌پور تاريخ: جمعه 19 مرداد 1397 ساعت: 1:08

بهار که میشد سر و کله غربت ها هم پیدا میشد. مردمی زحمت کش که هویت راز آلودی داشتن. همیشه برای من سوال بود که این ها از کجا میان و یهو که ناپدید میشن به کجا میرن.زادگاه شون کجاست و خیلی سوال های دیگه..ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: فاطمه قاسمی‌پور تاريخ: جمعه 19 مرداد 1397 ساعت: 1:08

در کوهستان های گرداگرد علی آباد، گورهایی از پیش از اسلام وجود دارد که به آنها «خِرِف خانه» یا " خِرُّف خونه"می گویند. در خلال قرون و ساليان، سارقان، این گورها را به سودای یافتن سکه ای یا گنجی گرانبها شکافته اند و این گورها کاربری نخستین خود را از دست داده و به منزل آخرین پیران فرتوت تبدیل شده بوده اند.در گذشته و در نبود بیماری های جانکاه امروزین همچون سکته و سرطان و ... برخی مردم بسیار عمر می کردند؛ تا جایی که به صد سال و بالاتر می رسیدند. پیران فرتوت در چنین سن و سالی علاوه بر کاهش نیروی بدنی و ناتوانی در اداره کردن خود، به کاهش قوای ذهنی و زوال عقل گرفتار می آمدند و به اصطلاح علی آبادی، " خِرُّف" می شدند. خانواده ها این پیران فرتوت را به این گورها – که بیشتر بر بلندای کوه ها قرار داشت -می بردند و آب و آذوقه ای برایشان می گذاشتند و از این جهت به این مکان ها خرّف خونه می گفتند.کاربری دیگر این گورها پس از غارت و تخلیه، به عنوان سنگر و پناهگاهی برای گردنه گیران و راهزنان بوده است؛ که در پشت سنگ چین این گورها پناه می گرفتند و گله داری نگون بخت؛ مردی روستایی که با بار هیزمش از کوهساران به سوی روستا روانه شده بود؛ یا کاروانی که متاع گران قیمتش را به هزار امید به سوی بازار شهر می برد را به دام می انداختند.http://www.chn.ir/NSite/FullStory/News/?Id=51632&Serv=0&SGr=0 + نوشته شدادامه مطلب

برچسب: نویسنده: فاطمه قاسمی‌پور تاريخ: سه شنبه 3 بهمن 1396 ساعت: 1:22

به گفته پدرم، قدیم که دست مردم تنگ بود و شغل و راه در آمد زیادی هم وجود نداشت؛ مردم برای گذران زندگی دست به دامان سخاوتمند طبیعت میشدند و زغال تهیه می کردند.از صبح ارّه و تبر و نون و آبی برمیداشتن و راهی جنگل و کوه میشدند. به اولین بنه تنومند که می رسیدند، ارّه رو میذاشتن تو کُم بنه و با تبر قطعه قطعه اش میکردن. همونجا گودالی به اندازه قد و بالای یه آدم میکندن و آتیشی راه مینداختن. کم کم کُتُل ها و چوب های خرد شده رو میریختن توی گودال پر آتیش و تا لبه گودال پر میکردن تا چوب ها بسوزن و آخرش چند بوته میکندن و روی گودال میذاشتن و با خاک دهانه گودال رو میپوشاندن تا به اصطلاح آتیش خفه بشه.از شب تا صبح گودال آتیش به این صورت می موند و خُرگ ها سرد و تبدیل به زغال میشدن و فردا تاچّه به دست میومدن و زغال ها رو میریختن توی تاچه و میبردن میفروختن تا نون شبی برای خود و زن و بچه شون فراهم کنن.راوی: حاج غلام هاشمی، هشتاد و یک ساله + نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۶ساعت 8:2 توسط حجت هاشمی | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: فاطمه قاسمی‌پور تاريخ: سه شنبه 3 بهمن 1396 ساعت: 1:22

م حجت هاشمی:ظهر پوییز بود که از مدرسه برگشته بودیم. دمپخت سیرموکی تازه تموم شده بود که خدا بیامرز کل ممد اذون گو به سبک خودش سه چارتا فوتی میکرد توی میکروفون و ما میفهمیدیم که خبری شده. اینجور مواقع یا یکی مرده بود؛ یا یه اطلاع رسانی عمومی مثل اومدن نفت و این چیزا بود. خلاصه بعد اعلام کل ممد یکی دو تا بشکه دویست و بیست تایی نفت بود و ما.یا علی مدد.یا باید بشکه ها رو تا جایگاه نفت کل حجت کمینی میگُلُّندي ، يا با فرغون میبردی. بعضيام با وانت ميبردن اونجا. شور و ولوله ای به پا میشد. از هر کوچه و خیابون صدای گُلُّندن بشکه ها میرفت هوا. میرسیدی جایگاه نفت که محشر کبری شده بود. اونجا باید بشکه هاتو میذاشتی توی صف و خودت کنارشون وایمیسادی. آفتو جنگ پوییز بود و سیگاری ها تا نوبت شون بشه سیگارشونو گرا میکردن و بعضی اهالی هم به شوخی و گپ و گفت باهم میپرداختن. هر چند دقیقه یه بار باید بشکه ها رو هل میدادی و صف جلوتر میرفت. گاه گداری هم یه همولایتی دیر رسیده و میخواست زودتر بره که با اعتراض بقیه روبرو میشد و اگه کوتاه نمیومد و گردن کلفت بازی در میاورد یکی پیدا میشد سر جاش میشوندش. خلاصه نوبتت میشد و بشکه رو پر میکردی و یا علی حالا دو تا بشکه دویست و بیست تایی رو باید مینداختی توی وانت و میبردی خونه. توی اینجور مواقع قدیما ملت خیلی هوای همو داشتن. کمک میکردن به ما کوچیکترا و بشکه ادامه مطلب

برچسب: زمستونای, نویسنده: فاطمه قاسمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 23 آذر 1396 ساعت: 17:49

قدیما به این جونور میگفتیم کِرِنجال. قنات علی آباد و جوق های اطرافش پر بود از کرنجال.خیلی خجالتی و کم آزار بود؛ و به محض دیدن آدمیزاد با حرکتش که فقط به چپ یا به راست بود فرار میکرد و زیر سنگ ها و علف های کف جوق قایم میشد. شکل و ظاهرش و مخصوصا اون دو تا چنگک هاش قیافه وحشتناکی بهش داده بود که همین ظاهر و قیافه باعث شده بود مردم علی آباد داستان هایی هم پیرامون اونا درست بکنن که اگه کرنجال بگیردت چنان چنگک هاش قفل میشن که هفت شُو و هفت روز باید دُمبُليك بزنن تا کرنجال ولت کنه.سر تا سر جوقی که آب قنات رو از بالای باغ و دَمِ آسيو به آبادی میرسوند تا دهنه خروجی قنات و داخل خود قنات رو که نگاه میکردی کرنجال رو میدیدی که همیشه سعی داشت با حرکتش به چپ یا به راست از دست آدمیزاد دو پا فرار کنه.یکی از ترس های همیشگی ما وقتی میرفتیم داخل قنات این بود که الانه که کرنجال پامونو بگیره. کورمال کورمال زیر سقف تاریک و کوتاه قنات جلو که میرفتیم همیشه یه چیزی که نمیدونم چی بود پیدا میشد و میپیچید دور پامون. پیچیدن همانا و جیغ و داد و فرار و شالاپ و شولوپ پاهامون توی قنات همانا. از قنات بیرون هم که میومدیم دست از سر کرنجال ها بر نمیداشتیم. اگه دستت رو از بالا و پشت چنگک های کرنجال می آوردی به راحتی میتونستی کمر کرنجال رو بگیری و بلندش کنی.بدنش انعطاف نداشت و نمیتونست چنگک هاشو به دستت برسوادامه مطلب

برچسب: کِرِنجال, نویسنده: فاطمه قاسمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 23 آذر 1396 ساعت: 17:49

پِدَك: به انگورهایی که روی درخت رُز میمونن و تابش خورشید و وزش باد خشک شون میکنه میگن " پِدَك". پِدَك ها نا مرغوب تر از کشمش و اَفتُوي هستن. گاهی ترکیبی از افتویی-پدک هم برای نامیدن این نوع از انگور خشک شده به کار میبرن. به انگور های سفید ( عسکری، ریش بابا؛ تفتی؛ صابونی و ...) که به این روش خشک میشه میگن " اَفتويي - پِدَك" و به انگور سیاه که به صورت طبیعی و بالای درخت انگور خشک میشه؛ " مَهرِه" میگن.روش های خشک کردن و نگهداری انگور به جز این روش - که خود بخودی و بدون دخالت انسان بوده - روش های " اَفتُو كردن" و " تيزُويي" و " کشمش بستن" بوده و هست. در روش تیزویی ( تیزآبی) برای خشک شدن سریع تر انگور، به آن مایع تیز آب میزنند و روی پشته باغ یا پشت بام خانه ها پهن میکنن و کشمش سریع تر به دست می آید.روش دیگر هم به این صورت هست که دم انگورهای کشمشی رو با نخ میبندن و به میخ هایی که از قبل به هَرَس ها ( تيرك هاي سقف خانه هاي قديمي) كوبيده اند؛ آویزان میکنند تا خشک شود. زمان خشک شدن در این روش، طولانی تر هست؛ اما کشمش های خوشرنگ تر ومرغوب تری نسبت به روش تیزویی به دست می آید.بهترین نوع انگور برای بستن کشمش، انگور کشمش بُوناتي است. *تصویر اول افتویی - پدک و تصویر دوم مَهره است. براي دیدن تصاویر به این صفحه بروید: https://www.instagram.com/p/BbTtaiLhwRWY7707DaevUlu4Lz76zxl3LAQ4eYادامه مطلب

برچسب: اَفتويي, نویسنده: فاطمه قاسمی‌پور تاريخ: سه شنبه 21 آذر 1396 ساعت: 21:20

صفحه بندی